یک فیلم بزرگ و یک کارگردان بزرگ شنبه پنجم اردیبهشت 1388 22:14
   Grand Illusion  

کارگردان: ژان رنوار

فیلمنامه: شارل اسپاک و ژان رنوار

فیلمبردار: ماتراس، کلود رنوار

تدوین: مارگریت رنوار

موسیقی متن: ژوزف کولما

بازیگران: اریک فن اشتروهایم،ژان گابن،پی یر فرسنا،مارسل دالیو

1937، 117 دقیقه.

جوایز: بهترین تولید هنری،ونیز1937؛بهترین فیلم خارجی، نیویورک1938

 

خلاصه داستان: سربازان فرانسوی جنگ جهانی اول در قلعه ای متعلق به یک اشرافزاده آلمانی اسیرند. آنان به تدریج یاد می گیرند که مرز میان آدمها چیزی جز وهم نیست.

 

توهم بزرگ: بیان انسانیت مشترک انسانها.

 

توهم بزرگ ساخته ژان رنوار فیلمی بی نظیر و به تمام معنا واقعی است. نمونه بی نظیری از فیلم های ضد جنگ تاریخ سینماست؛ و این تنها اثری ضد جنگ نیست. شخصیت های فیلم در یک اردوگاه زندانیان جنگی به سر می برند که نوع ویژه ای از زندگی در آن جریان دارد. زندگی در اینجا بسیار مطبوع تر است. قصد فیلم نشان دادن رنجهای آنها نیست. هدف اصلی: بیان انسانیت مشترک انسانهاست. مشکلات طبقاتی که در فیلم مطرح می شود، همان توهم بزرگی است که شخصیت ها از رویاهایشان برای زنده ماندن و ادامه دادن بهره می گیرند. در توهم بزرگ، علیرغم ظاهر مطلقا واقعگرایانه اش، مواردی هست که در آنها پیرایشهایی به چشم می خورد و همین امر باعث می شود تا به قلمرو خیال پردازی کشانده شویم. به طور مثال، رویای مارشال «ژان گابن» برای فرار از زندان و بعد از آن بازگشت به نزد آن زن آلمانی و برای بولدیو و رافون اشتاین«فن اشتروهایم» رویای اشرافیتی، که خود را در پی آن فدا می کنند. این فیلم تا حدود زیادی مدیون اریک فن اشتروهایم است؛ به طوری که ژان رنوار در این باره می گوید:درآغاز فیلمبرداری توهم بزرگ،اشتروهایم رفتار غیر قابل تحملی داشت. درباره صحنه اول فیلم که دریک محله مسکونی آلمانی می گذشت،با او جروبحث داشتیم. او نمی خواست درک کند که چرا من چند تا از خانمهای وینی، را به این صحنه وارد نکرده ام. من داغان شده بودم.احترام عمیقم نسبت به آن مردبزرگ مرا در وضعیت دشواری قرار داده بود.اصلابخشی از علت وجودی من در کار سینما به خاطر علاقه ام به آثار او بود.برای من،فیلم حرص ، پرچم حرفه ام بود، وحالا داشت در فیلمم بازی می کرد ومن به جای چهره حقیقت،که درجستجوی آن بودم، با موجودی برخورد می کردم که در سراشیب کودکانه ترین کلیشه ها در غلتیده بود. خوب می دانستم که حتی همان کلیشه ها در داستان او به بارقه های نبوغ بدل خواهند شد. غالبا برای بزرگترین هنرمندان، سلیقه بد یک منبع الهام است. نه سزان سلیقه خوبی داشت و نه وان گوگ. این بحث وجدل با اشتروهایم آن قدر مرا ناراحت کرد که اشکم سرازیر شد، وگریه من آنچنان بر او تاثیر گذاشت که اشک او را هم سرازیر کرد. گفتم آنقدر برای استعداد او احترام قایلم که ترجیح می دهم به جای جروبحث کردن با او،دست از کارگردانی این فیلم بردارم. این حرف موجب اشک افشانی بیشتری شد و اشتروهایم قول داد که ازآن به بعد با اطاعتی برده وار از دستورهای من پیروی کند.وبه قولش وفادار ماند.

 

ریشه یابی یک شخصیت: یک تصویر

 

                                  ژان رنوار

                                                

 

15 سپتامبر 1984- در پاریس متولد شد.

از 1902تا 1912- در سن کروا، اکول سن ماری دومونکو واکول ماسیناتحصیل کرد.

1913- از دانشگاه اگزان پرووانس مدرک ریاضیات و فلسفه گرفت.

15-1914- با درجه ستوان دومی وارد جنگ جهانی اول شد.

1915- درجنگ مجروح شد.

1916- به نیروی هوایی منتقل شد.

1918- از خدمت مرخص شد.

1920- با کاترین هسلینگ ازدواج کرد.

23-1920- کارگاه ساخت ظروف گلی و مواد نسوز برپاکرد.

1924- دیدن فیلم همسران احمق اثر اریک فن اشتروهایم او را به فکر فیلمسازی انداخت.

1930- از کاترین هسلینگ جدا شد.

1936- زندگی مال ماست مجوز برای نمایش عمومی نمی گیرد.

38- 1937- فیلم قاعده بازی به بهانه محتوای ناامید کننده اش اجازه نمایش نمی گیرد.

1940- رابرت فلاهرتی ترتیب ورود او را به آمریکا می دهد.

1941- با کمپانی فاک س قرن بیستم قرارداد می بندد.

1942- با کمپانی اونیورسال قراردادی می بندد ولی در آخر همان سال آن را فسخ می کند.

1944- با دیدو مزیره ازدواج می کند.

1951- بار دیگر به پاریس بازمی گردد، ولی پس از مدتی به بورلی هیلز مراجعت می کند.

1954- نمایش ژول سزار را به صحنه می برد و در تمام دهه 1950 به فعالیتهای تئاتری می پردازد.

1958- شرکت ژان رنوار را با کمک و مشارکت آن دوسن فال راه می اندازد.

1960- در دانشگاه برکلی کالیفرنیا تئاتر درس می دهد.

1962- کتاب «پدرم،رنوار» را منتشر می کند.

اواخر دهه 1960 - روی چند رمان کار می کند.

1966- رمان «یادداشتهای سروان ژرژ» را منتشر می کند.

1974- کتاب «زندگی من و فیلمهایم» را منتشر می کند.

12 فوریه 1979 - در بورلی هیلز فوت می کند.

 

فیلمشناسی

 

فیلمهای صامت: نانا «1926»، چارلستون «1927»، مارکیتا«1927»،دختر کوچولوی کبریت فروش «1928»، بی کاره«1928» مبارزه در شهر «1929»، Le Bled «1929». فیلمهای ناطق: اسهال بچه «1931»، ماده سگ«1931»، شب چهار راه«1932»،بودوی نجات یافته از رود«1932»، chotard*compagnie«1933» مادام بواری«1934»، تونی«1935»، ماجراهای آقای لانژ«1936»، زندگی مال ماست«1936»، گردشی در ییلاق«1936»، در اعماق«1936»، توهم بزرگ«1937»، مارسه یز«1938»، قاعده بازی«1939»، مرداب«1941»، این زمین مال من است«1943»، جنوبی«1945»، خاطرات یک مستخدمه«1946»،رودخانه «1951»،کالسکه زرین«1954»، کان کان فرانسوی«1955»،النا ومردان«1956» ناهار روی چمن«1959»،وصیتنامه دکتر کوردیله«1961»،سرجوخه فراری«1962»

 

نوشته شده توسط HollyWood Man  | لینک ثابت |